
پس از تمرینات مداوم سنگنوردی جهت صعود دیواره علم كوه با دوستان (علی صفری و مهدی آقاجانی)، قرار بر این بود كه یك مسیر دیواره را جهت تمرین صعود كنیم ابتدا تصمیم گرفتیم به پل خواب برویم بعد متوجه شدیم كه در مازندران و منطقه وانا دقیقا پشت تونل مسیرهای متنوعی با دو و سه طول طناب توسط كوهنوردان مازندرانی گشایش گشته (غالب مسیرها به سرپرستی آقای داود لشگری كوهنورد خوب مازندرانی رول كوبی و گشایش گشته است ). كه طولانی ترین آن مسیر تایتانیك با سه طول طناب و درجه سختی D5.11 میباشد.
صبح جمعه اول مرداد سال 89 رهسپار منطقه شدیم ، دوستانم با توجه به درجه سختی مسیر تصمیم گرفتند كه با كتانی سنگنوردی صعود كنند ولی من متاسفانه فقط كفش اسپرتكس همراه داشتم ، علی به عنوان نفر اول صعود را آغاز كرد و با توجه به مسدومیتش با تعجب دیدیم كه بطور طبیعی و خیلی زیبا صعود را آغاز كرد در چند قسمت نیز بهدلیل شكست طناب مجبور شد بعد از زدن كارابین دوبل، برگردد و میانی پایین را آزاد كند (البته بهتر بود از تسمه 120 جهت گرفتن شكست طناب استفاده میشد). من به عنوان نفر دوم صعودم را آغاز كردم و به خاطر كفش مجبور شدم از ركاب هم استفاده بكنم و سپس توسط طناب رابط مهدی را حمایت كردم كه با سرعت صعود كرد و به كارگاه رسید.
طول دوم قرار شد مهدی نفر سرطناب صعود كند در طول دوم ریزش سنگ خیلی شدید بود و مدام روی كلاه كاسكها صدای برخورد سنگ میآمد و خلاصه به كارگاه دوم رسیدیم كه كارگاه خیلی خوب و راحتی كه روی یك طاقچه قرار گرفته است. متاسفانه كارگاه سوم در دید نبود و فقط رولهای مسیر
را میدیدیم تصمیم گرفتیم كه طول سوم را هم صعود بكنیم و ابزارها و تسمهها را به مهدی دادیم تا سرطناب صعود كند، در طول سوم ریزش سنگ به مراتب خیلی شدیدتر بود و ما جرات نمیكردیم سرمان را بالا بگیریم و حتی یك سنگ نسبتا بزرگ به سینه علی برخورد كرد كه صدای خیلی وحشتناكی داد ولی خوشبختانه مشكلی پیش نیامد.

كارگاه دوم
پس از مدتی صدای مهدی را بهطور كاملا نا مفهوم میشنیدیم بخاطر صدای رودخانه و حالت مسیر، صداها اصلا مفهوم نبود ولی متوجه شدیم كه طناب را كاملا مهدی جمع كرده، با شك و تردید من آماده صعود شدم پس از چند متر به زیر كلاهك رسیدم، بعد از چند متر صعود مهدی را دیدم كه بالای کلاهک كارگاه زده و مشغول حمایت است، خیلی خوشحال شدم، مخصوصا وقتی به كارگاه رسیدم با منظرهای بی نظیر روبرو شدم واقعا جای زیبایی بود جای همه همنوردان خالی بود هر سه كه به كارگاه رسیدیم احساس شعف میكردیم پس از خوردن مقداری نوشیدنی و بیسكویت تصمیم گرفتیم فرود برویم البته حقیقتا دلمان نمیآمد، زیر پا منظره بینظیر از رودخانه هراز در مسیری سرسبز و روبروی بقایای جاده قدیم و دیوارههای زیبای با تك درختان روییده از دل كوه ما را وسوسه میكرد بیشتر بمانیم.

نمای رودخانه از كارگاه دوم
كارگاه آخر فاقد بكسل و حلقه فرود بود و با استفاده از یك تكه طناب 7 كارگاه فرود را آماده كردیم و به كارگاه دوم رسیدیم سپس دو كارگاه را با دو طناب یكسره فرود رفتیم . متاسفانه بعلت ریزش سنگ و برخورد با یكی از طنابها پاره شد. ولی در كل صعود بسیار خوب و لذت بخش بود.
سامان خلیلی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر